تبليغاتX
وقتی ...
ووو

  اگه دستم به جدائی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم 

  از دل تنگ همه ادما از شب و روز خدا خط می زنم

اگه دستم برسه به آسمون با ستارها قیامت میکنم

نمیزارم کسی عاشق نباشه ماه و بین همه قسمت میکنم

 وقتی گاهی من و دل تنها میشیم حرفهای نگفتنی و میشه دید

میشه تو سکوت ما دوتا خیلی از ندیدنی ها رو شنید

قصه ی جدایی ما آدما  قصه ی دوری ماست از خودمون

دوری منو تو از لحظه ی عشق  قصه سادگی گمشودمون

 
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 21:29  توسط محمد | 

تو را نمي دادنم ولی من همون عاشقی هستم که بودم

من همونم که بخاطر تو حاضرم تمام گلهای دنیا را برای تو بچینم و زیباترین آن را رو موهای تو بکارم تا شب و روز از نگاهم دور نمانی .

من همونم که ستاره های آسمان را هر شب موقع خواب برای تو می چینم و از آنها بستری نورانی درست می کردم تا موقع خواب گونه های تو از اکریل نور بدرخشند .

من همونم که در پی نگاهت چهره ها را از خود دور می کنم تا بهترین نگاهها را از چشمان تو ببینم .

من همونم که برای تو هزار بار می میرم و با صدای تو به رویا می روم .

من همونم که به تو روزی ۱۰۰۰ بار می گويم دوستت دارم و تو با اشکهای چشمات عشقم را مي فهمي .

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 21:26  توسط محمد |